non stop
کرکره کبیر!
با روحی آرام و قلبی مطمئن
آمده بودم اینجا تا مرگ این وبلاگ را اعلام کنم،ناگهان منصرف شدم!
از نو شروع کردن -حداقل در اینترنت - کار سختی نیست ولی زنده نگاه داشتن چرا!
این وبلاگ مولودی بود که فلسفه ی وجودی اش نه برای من و نه سی سی چیزی جز این وبلاگ بود و بدیهی است پس از آن بهانه دیگر نه مجالی ماند و نه انگیزه ای...
از سی سی بیخبرم،او نیز از من بی خبر است،چه بسا تمام آنچه ما را- برخلاف سیر طبیعی تقدیر- متصل نگاهداشته بود همین ترکیب ناموزون طنز- غزل بود که چون نامش نامانوس بود.
مدت هاست درگیر روز مرگی شده ام.نه وقت هست و نه جرات پشت پا زدن به آن همه بیهودگی که نام زندگی بر آن نهاده ام! تنها پلک تنگ کرده ام شاید در افق دور موفقیت را، آینده را ببینم که تا کنون سهم فقط دویدن بوده...
باری چه قصه دراز میکنم که شرح ملالت هرچه باشد ملال انگیز است .
فقط اینکه حیفم آمد...
این وبلاگ را در روزهایی پرهیجانی ساختیم.
قول نمی دهم! حداقل به خودم!
اما شاید روزی به این وبلاگ باز گشتم و بار دیگر ان را برای خودش،نه چیز دیگر ساختم. ساختیم.